بزرگان عرفان و معنويت

بزرگان عرفان و معنويت

شرط استفاده از مطالب وبلاگ

قرائت فاتحه ای نثار روح پدرم

از تمامی شما برادران و خواهران درخواست دارم با قرائت فاتحه ، بنده رامدیون محبت خود نمایید.

((پست ثابت))



نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1392ساعت 16:14 توسط رستمي| |
طبقه بندی: پدر 
برچسب ها: پدر

این یک قانون است .

تا زمانی که کسی یا چیزی را از دست ندهیم قدرش را نمی دانیم

و من امروز چه خوب می دانم قدر کسی را که نامش پدر بود .

این کلمات را تقدیم می کنم به روح پاک پدرم


نوشته شده در چهارشنبه یکم مرداد 1393ساعت 23:16 توسط رستمي| |
طبقه بندی: پدر 
برچسب ها: پدر دلتنگی

راز سلام نماز آيت الله بهجت(ره) كه با صداي بلند ميگفت

اين مطالب خاطرات يكي از نمازگزاران حضرت آيت الله العظمي بهجت (ره) بود كه توسط پسر اين مرجع تقليد فقيد در مراسم سالگرد حضرت آيت الله بهجت (ره) در مسجد صاحب الزمان (عج) ورامين بازگو شد. «تهران زندگي مي كردم، كارم در زمينه كامپيوتر بود، روزي از تلويزيون يكي از نمازهايي را كه آيت الله بهجت (ره) مي خواندند را ديدم و لذت بردم. تصميم گرفتم به قم بروم و نماز جماعتم را به امامت آيت الله بهجت (ره) بخوانم، همين كار را هم كردم، به قم رفتم، ديدم بله همان نماز باشكوهي كه در تلويزيون ديدم در قم اقامه مي شود، نمازهاي پشت آقا بسيار برايم شيرين و لذت بخش بود، برنامه ام را طوري تنظيم كردم كه هر روز صبح بروم قم و نماز صبحم را به امامت آقاي بهجت بخوانم و به تهران برگردم. يك سال كارم همين شده بود، هر روز صبح مي رفتم قم نماز مي خواندم و برمي گشتم، در اين زمان شيطان هم بيكار ننشسته بود، هر روز مرا وسوسه مي كرد كه چرا از كار و زندگي مي زني و به قم مي روي؟ خوب همين نماز را در تهران بخوان و … كم كم نسبت به فريادهاي آيت الله بهجت (ره) هنگام سلام دادن آخر نماز حساس شده بودم، آخه چرا آقا فرياد مي كشه؟ چرا داد مي زنه؟ چرا با درد سلام مي ده؟ حساسيتم طوري شده بود كه خودم قبل از سلام هاي آقا سلام مي دادم. به خودم گفتم من اگر نفهمم چرا آقا موقع سلام آخر نماز فرياد مي كشه ديگه نميام قم نماز بخونم، همون تهران مي خونم، اين هفته هفته آخرمه … يك روز آومدم و رفتم دم درب منزل آقا، در زدم، گفتم بايد بپرسم دليل اين فريادهاي بلند چيه، رفتم ديدم آقا ميهمان داشتند، گوشه اتاق نشستم و در افكار خودم غوطه ور شدم، تو ذهن خودم با آقا حرف مي زدم، آقا اگر بهم نگي مي رم هان! آقا ديگه نميام پشتت نماز بخونم هان! تو همين افكار بودم كه آيت الله بهجت انگار حرفامو شنيده باشه سر بلند كرد و به من خيره شد، به خودم لرزيدم، يعني آقا فهميده من چي مي گفتم؟ من كه تو دلم گفتم، بلند حرفي نزدم، چطور شنيد؟ سرم را پايين انداختم و آرام از مجلس خارج شدم و به تهران برگشتم، در راه دائما با خودم مي گفتم آقا چطور حرف هاي من را شنيد؟ در همين افكار بودم تا اينكه شب شد و خوابيدم، در خواب ديدم پشت آيت الله بهجت (ره) ايستادم و در صف اول نماز مي خوانم، متعجب شدم، در بيداري اصلا نمي توانستم به چند صف جلو برسم چه برسد به اينكه برم صف اول! خوشحال بودم و پشت آقا نماز مي خواندم، يك دفعه تعجب كردم، ديدم در جلوي آقا، روبروي محراب يك دربي باز است به يك باغ بزرگ و آباد، آخه اين در رو كي باز كردند؟ اصلا قم چنين باغ بزرگي نداره، تعجب كردم، باغ سر سبز و پر از ميوه اي بود، خداي من اين باغ كجا بوده؟ در همين افكار بودم كه به سلام آخر نماز رسيديم، در انتهاي نماز و هنگام سلام نماز درب باغ محكم بسته شد، يك لحظه از خواب پريدم. يعني من خواب بودم؟ آقا جواب سئوال من رو در خواب دادند، پس راز اين فرياد بلند آقا هنگام سلام نماز درد دل كندن از آن باغ آباد و بازگشت به زمين خاكي بود؟ به دليل اين درد آقا فرياد مي كشيد، من جواب سئوالم رو گرفته بودم و پس از آن سه سال ديگر عاشقانه هر روز صبح براي نماز به قم مي رفتم و سپس به تهران بازمي گشتم تا آقا رحلت كردند.» اين روايت بعد فوت ايشان توسط فرزند ايشان در يك مراسم بازگو شده است...


نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393ساعت 10:43 توسط رستمي| |
طبقه بندی: حکایت های خواندنی 
برچسب ها: بزرگان عرفان و معنویت راز سلام آیت الله بهجت

برای گریه اطفال  سوره مطففین را ۷ بار خوانده و بر طفل بدمید. مجرّب است.


نوشته شده در شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1393ساعت 18:43 توسط رستمي| |
طبقه بندی: اذکار خاص و عمومی (ذکر عرفا و افراد عادی) 
برچسب ها: بزرگان عرفان و معنویت عرفا مذهبی ادعیه ابجد

برای ترس طفلان این دعا (آیاتی از سوره طه)را نوشته و در گردن طفل بیاویزید.

فَاَوجَسَ فی نفسه خیفة موسی  قُلنا لاتَخَف انّک اَنت الاعلی  لاتَخافُ درکاً

ولا تخشی  قال لاتَخافا اننّی مَعکُما اَسمع وَاُری  لا حولَ و لا قوّةَ اِلّا بِالله

العلّی العظیم.       (آیات 67-68-77-46 سوره طه)


نوشته شده در شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1393ساعت 18:42 توسط رستمي| |
طبقه بندی: اذکار خاص و عمومی (ذکر عرفا و افراد عادی) 
برچسب ها: بزرگان عرفان و معنویت عرفا مذهبی ادعیه ابجد


دعا جهت موفقیت در کارها

1:هنگامیکه برای کاری حرکت می کنید بگویید:(می خواهید کاری را انجام بدهید ومی خواهید با موفقیت انجام شود):

حَسبِیَ اللهُ تَوَکَّلتُ عَلَی اللهُ اَللهمَّ اُنُّی اَسئَلُکَ خَیرَ اُموری کُلَّها وَاَعوذُ بُکَ مُن خِزیِ الدُّنیا وَعَذابِ الاخِرَ ةِ

2:امام صادق (ع) فرموده است :برخی دعاهاست که اگر کسی خواندن ان را در وقت خود فراموش کند سزاوار است ان را قضا نماید وان این است که هر روز پس از بامداد ،ده مرتبه دعای زیر خوانده شود:

لااِلهَ اِلَّااللّهُ وَحدَهُ لاشَریکَ لَه،لَهُ المُلکُ وَلَهُ الحَمدُ یُحیی وَیُمیتُ وَیُحیی وَهُوَ حَیُّ لایَموتُ بِیَدِهِ الخَیروَهُوَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیر


نوشته شده در پنجشنبه هجدهم اردیبهشت 1393ساعت 18:13 توسط رستمي| |
طبقه بندی: اذکار خاص و عمومی (ذکر عرفا و افراد عادی) 
برچسب ها: بزرگان عرفان و معنویت عرفان مذهبی دعا جهت موفقیت در کارها ابجد








اگه خداوند پرسید برای امام زمان چه کردی؟
چه بگوییم....


نوشته شده در سه شنبه دوم اردیبهشت 1393ساعت 8:42 توسط رستمي| |
طبقه بندی: امام زمان (عج) 
برچسب ها: بزرگان عرفان بزرگان عرفان و معنویت عرفا مذهبی اذکار کاربردی

باران میبارد

 دلم برای مردی تنگ است

که تمام زندگیش را در رنج زیست

 و از دست روزگار چیزی جز بی نصیبی نصیب نداشت

 او مردی بود با دلی بزرگ

 که حتی دلواپس پرهای شکسته ی قاصدک بود

 دلم برای مردی تنگ است

 که تمام زندگی را در رنج زیست و همچون کوه استوار ماند

 و تا واپسین لحظه های زندگی سختش همواره امید زندگی داشت

 اندیشه های بزرگی که هیچگاه رنگ نوشتن نگرفت

 او رفت و تمام آرزوهایش را با خود برد

و من هنوز هم خوابش را می بینم

 با همان مهربانی با همان لبخندهای امیدوار و چشمانی که همیشه به من می گفت دوستت دارم

 پدرم رفت پدری که همیشه برای من نمادی از صبر بود در تمام زندگی

 و من هنوز هم به یادش هستم

 تا وقتی بود ندانستم کیست

 و وقتی رفت زندگیش را یافتم

 پدرم رفت

 با تمام امیدها و تنها واژه ی غریب ذهن من

 همواره نام او ماند

کاش دوباره می آمد

 شاید فرصتی دوباره داشتم تا به او بگویم "پدر دوستت دارم"

 اما هرگز نخواهد آمد


نوشته شده در دوشنبه چهارم فروردین 1393ساعت 16:10 توسط رستمي| |
طبقه بندی: پدر 
برچسب ها: پدرم

پدرم لبخندی است در چار چوب قاب .

پدرم خوابی شیرین است که هر لحظه انتظار دیدنش را می کشم. پدرم نوازش اشک است در پهنه ی صورتم ....

پدرم خاطره است

پدرم خاطره شد....

 پدرم داستانی است حماسی که در ذهن ناآرامم بارها وبارها مرور می شود.

 پدرم ترانه ایست امید بخش که در گوش جانم بارها زمزمه می شود.

پدرم قطعه ایست غمگین که در فراق سروده شده

 پدرم  تکیه گاه آرزوهای من است

پدرم یاد است...

 پدرم یاد خاطره های شیرین است

پدرم یاد دستان پینه بسته و چشمان امیدوار است

پدرم خاطره ی صمیمی لحظه های سلام واحوالپرسی است

آری پدرم یاد است . پدرم خاطره است . پدرم در تک تک ثانیه های وجودم جاریست. 

پدرم هست .... همراه لحظه های دلتنگی و شادی ام .

آری« پدرم دیگر نیست »  "!


نوشته شده در دوشنبه چهارم فروردین 1393ساعت 16:9 توسط رستمي| |
طبقه بندی: پدر 
برچسب ها: پدر

مرحوم كلینى از حارث نصرى حكایت مى‏كند كه او گوید: «به امام صادق علیه‏السلام گفتم: خاندان من همه منقرض شده‏اند و من هم فرزندى ندارم. (كنایه از این كه به من دعایى تعلیم كن تا به بركت آن فرزنددار شوم).حضرت فرمود: در سجده بگو: «رَبِّ هَبْ لى مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّیَةً طَیِّبَةً إنَّكَ سَمیعُ الدُّعاء»، «رَبِّ لا تَذَرْنى فَرْداً وَانْتَ خَیْرُ الْوارِثینَ».حارث گوید: من به دستور حضرت عمل كردم و در سجده‏ام این دو آیه را خواندم. خداوند به من دو پسر به نام‏هاى على و حسین عطا كرد.» كافى، ج6، ص8 و نیز مجمع البیان، ج7، ص61.


به ادامه مطالب بروید.....



ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه هشتم اسفند 1392ساعت 14:48 توسط رستمي| |
برچسب ها: اذکار کاربردی ذکری برای بچه دار شدن بزرگان عرفان عرفا

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin