بزرگان عرفان و معنويت

بزرگان عرفان و معنويت

شرط استفاده از مطالب وبلاگ

قرائت فاتحه ای نثار روح پدرم

از تمامی شما برادران و خواهران درخواست دارم با قرائت فاتحه ، بنده رامدیون محبت خود نمایید.

((پست ثابت))



نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1392ساعت 16:14 توسط رستمي| |
طبقه بندی: پدر 
برچسب ها: پدر

ملا فتح اللّه كاشانى در تفسير « منهج الصادقين » ، و آيت اللّه كلباسى در كتاب « انيس الليل » نقل كرده اند :

در زمان مالك دينار جوانى از زمره ى اهل معصيت و طغيان از دنيا رفت ; مردم به خاطر آلودگى او جنازه اش را تجهيز نكردند ، بلكه در مكان پستى و محلّ پر از زباله اى انداختند و رفتند .

شبانه در عالم رؤيا از جانب حق تعالى به مالك دينار گفتند : بدن بنده ى ما را بردار و پس از غسل و كفن در گورستان صالحان و پاكان دفن كن . عرضه داشت : او از گروه فاسقان و بدكاران است ، چگونه و با چه وسيله مقرّب درگاه احديت شد ؟ جواب آمد : در وقت جان دادن با چشم گريان گفت :

يا مَنْ لَهُ الدُّنيا وَ الآخِرَةُ إرْحَمْ مَن لَيْسَ لَهُ الدُّنيا وَ الآخرَةُ .

« اى كه دنيا و آخرت از اوست ، رحم كن به كسى كه نه دنيا دارد نه آخرت » .

مالك ! كدام دردمند به درگاه ما آمد كه دردش را درمان نكرديم ؟ و كدام حاجتمند به پيشگاه ما ناليد كه حاجتش را برنياورديم ؟

 


نوشته شده در شنبه بیست و دوم آذر 1393ساعت 13:30 توسط رستمي| |
طبقه بندی: حکایت های خواندنی  میزان محبت خداوند مهربان 
برچسب ها: بزرگان عرفان معنویت عرفا سخنان بزرگان اخلاق

از رئيس محدثين ، حديث شناس كم نظير ، حضرت صدوق ، از يكى از امامان معصوم روايت شده كه : چون قيامت برپا شود ، رحمت واسعه ى الهى چنان جلوه كند و از گناهكاران فوج فوج بيامرزد كه شيطان رانده شده ، در عفو خدا به طمع افتد !!


نوشته شده در شنبه بیست و دوم آذر 1393ساعت 13:21 توسط رستمي| |
طبقه بندی: حکایت های خواندنی  میزان محبت خداوند مهربان 
برچسب ها: بزرگان عرفان معنویت عرفا سخنان بزرگان اخلاق

روايت شده :

روز قیامت

بنده اى را نزديك آرند ، آن بيچاره به خاطر گناه بسيار سر به زير اندازد و از شرمسارى به گريه درآيد ، از درگاه عزت و رحمت خطاب رسد : آن روز كه گناه مى كردى و مى خنديدى تو را شرمسار نساختم ، امروز كه سر شرمسارى و خجلت به پيش انداخته اى و گناه نمى كنى و زارى و گريه مى آورى چگونه تو را عذاب كنم ، گناهت را بخشيدم و اجازه ى درآمدن به جنت را به تو مرحمت كردم .


نوشته شده در شنبه بیست و دوم آذر 1393ساعت 13:16 توسط رستمي| |
طبقه بندی: حکایت های خواندنی  میزان محبت خداوند مهربان 
برچسب ها: بزرگان عرفان معنویت عرفا سخنان بزرگان اخلاق

بخشش خداوند بخشنده

وقتى روز قيامت شود ، بنده اى از اهل ايمان را حاضر كنند ، خطاب رسد : بنده ى من نعمتم را سربار معصيت ساختى و چندان كه نعمت را بر تو افزودم تو بر عصيان افزودى . بنده از خجلت معصيت سر در پيش افكند . از پيشگاه رحمت خطاب رسد : اى بنده ى من سر بردار كه همان ساعت كه معصيت مى كردى تو را آمرزيدم و قلم عفو بر آن كشيدم .


نوشته شده در شنبه بیست و دوم آذر 1393ساعت 13:14 توسط رستمي| |
طبقه بندی: حکایت های خواندنی  میزان محبت خداوند مهربان 
برچسب ها: بزرگان عرفان معنویت عرفا سخنان بزرگان اخلاق

شدت مهر خدا

حضرت یعقوبعلیه السلامبه یوسف بسیار علاقه داشت .چهل سال در فراغ یوسف گریه کرد ووچشمش کور شد .قدش خمیده گشت  وموهایش سفید شد در روایت آمده است که هفتاد برابر  یک پدر معمولی به یوسف  علاقه داشت  اما خداوند متعال  هفتاد برابر  علاقه یعقوب علیه السلام به یوسف  به بندگانش علاقه دارد ونسبت به آنان مهربان تراست  خیلی عجیب است وقتی حضرت موسی وهارون می خواهند به نزد فرعون بروند خداوند می فرماید: با نرمی وملایمت با فرعون صحبت کنید  شاید برگردد ومتذکر شود یا بترسد.(سوره طه آیه 44)

در علل الشرایع صفحه58 آمده است  که زمانی آب رود نیل کم شد .مردم آمدند وبه فرعون گفتند:مگر تو خدای مانیستی ؟ گفت :

بله .گفتند :پس آب رود نیل را زیاد کن .آب زراعتمان کم شده است .

گفت بسیار خوب فردا زیادش می کنم .خودش می دانست که هیچ کاره است .دستش خالی است.شب هنگام لباس فرعونی را بیرون آورد.خودش را روی خاک ها انداخت و گفت :خدایا آبروی ما را نبر خدایی ما به خطر افتاده است .آن قدر آه وناله کرد تا خدا دعایش رامستجاب کرد.

وآب رود نیل زیاد شد.فرعون در باطن به خدا ایمان داشت ولی اظهار نمی کرد .روایاتی که درباره فرعون است بسیار عجیب است  لطف ومهربانی خدا رانسبت به بندگانش می رساند  امام هشتم علیه السلام فرمودند: فرعون وقتی داشت غرق می شد به حضرت موسی استغاثه کرد . مرتب التماس می کرد حضرت موسی علیه السلام هم گفت : باید غرق بشوی وغرق شد.موسی علیه السلام شب برای مناجات به درگاه خدا آمد اما خداوند گفت:چرا جواب فرعون را ندادی ؟؟؟؟ای موسی تو فرعون را اجابت نکردی چون او را خلق نکردی .اگر به من استغاثه کرده بود  او را اجابت می کردم .

وشبیه همین داستان در مورد قارون آمده است . ویک حدیث ی زیبا از امام جعفر صادق علیه السلام  است که می فرماید زمانی که نوح بر قومش نفرین کرد خداوندتا 40 سال تمام زنان را عقیم کرد تا کودکی متولد نشود .

الله اکبر  الله اکبر به مهربانی خدا  آن قدر مهربان است که تمام سوره های قران با جمله  زیبای

بسم الله الرحمن الرحیم  شروع شده است .فقط یک سوره که برائت از مشرکین  بوده (سوره توبه ) که بسم الله الرحمن الرحیم   ندارد ولی خدای مهربان به جای آن در سوره نمل دو مرتبه

بسم الله الرحمن الرحیم  را آورده است .


نوشته شده در شنبه بیست و دوم آذر 1393ساعت 13:4 توسط رستمي| |
طبقه بندی: حکایت های خواندنی  اخلاق  میزان محبت خداوند مهربان 
برچسب ها: بزرگان عرفان معنویت عرفا سخنان بزرگان اخلاق

 

روزي شيخ ابوالحسن خرقانی نماز مي خواند

آوازی شنيد که ای ابوالحسن !

خواهی که آنچه از تو می ‌دانم با خلق بگويم تا سنگسارت کنند؟

شيخ گفت: بار خدايا! خواهی آنچه را که از "رحمت" تو می‌دانم و از "بخشایش" تو می‌بينم با خلق بگويم  تا ديگر هيچکس سجده‌ات نکند؟

آواز آمد: نه از تو؛ نه از من.


نوشته شده در شنبه بیست و دوم آذر 1393ساعت 11:44 توسط رستمي| |
طبقه بندی: حکایت های خواندنی  اخلاق  میزان محبت خداوند مهربان 
برچسب ها: بزرگان عرفان معنویت عرفا سخنان بزرگان اخلاق

در زمان حضرت موسی آن حضرت وقتی از کسی ناامید می شد از خدا تقاضای مرگ او را می کرد  وچون پیامبران مستجاب الدعوه هستند خداوند می پذیرفت تا اینکه نفرین موسی شدت یافت خداوند به موسی فرمان داد که چند روزی کوزه بسازد وحضرت موسی شروع کرد به ساختن کوزه کار که به پایان رسید موسی ع پایان کار را اعلام کرد خداوند به موسی فرمان شکستن تک تک کوزه ها را داد  

موسی ع گفت بارلها؛ من برای این کوزه ها زحمتکشیدم این چه فرمانیست که آنها را بشکنم؟! 

 فرمود ای موسی تو چند کوزه بی جان ساخته ای برای شکستنش ناراحت می شوی چطور توقع داری تو هر وقت بخواهی من جان بندگانم رابگیرم؟ 

ای موسی ممکن است بنده من تا چهل سال از حیوان هم پایینتر رفته باشد ولی با یک پشیمانی واقعی از فرشته ها هم بالاتر میرود یا در صلب بنده خطاکار من بنده  بزرگواری باشد حضرت موسی از خداوند طلب استغفار کرد و از کردار خود سخت پشیمان شد.


نوشته شده در شنبه بیست و دوم آذر 1393ساعت 11:2 توسط رستمي| |
طبقه بندی: حکایت های خواندنی  اخلاق  میزان محبت خداوند مهربان 
برچسب ها: بزرگان عرفان معنویت عرفا سخنان بزرگان اخلاق

می گویند در زمان حضرت موسی بر بنی اسرائیل هفت سال قحطی آمد.  

مردم نزد موسی آمدند و گفتند ای موسی، تو پیغمبری، دعا کن و از خدا بخواه که بارانش را بر این قوم نازل کند،موسی دستور داد که تمامی قوم با اهل و عیالشان و بهمراه حیواناتشان در صحرایی بیرون از شهر حاضر گردند *  

سپس دستور داد که تمامی کودکان را در نقطه ای از یک صحرا جمع کرده و پیران را در نقطه دیگر و همچنین حیوانات را در نقطه ای دیگر قرار دادند *  

صحرا مملو بود از ناله های کودکان و پیران و ضجه حیوانات، موسی سر به سجد فرود آورد و از خداون طلب باران نمود *  

بر موسی وحی آمد که ای موسی، در میان قومت شخص گنهکاری است و تا او در این جمع باشد خداوند رحمتش را بر قومت نازل نخواهد کرد، دستور بده که آن شخص گنهکار از این جمع خارج گردد * موسی به پا خواست * نگاهی به قوم خود کرد و گفت: ای قوم، در میان شما شخص گنهکاری است و تا وقتی که آن شخص در میان شماست خداوند رحمتش را بر شما نازل نخواهد کرد *آن شخص هر کسی هست از جمع این قوم خارج شود *  

آن شخص گنهکاری که در میان جمع بود فهمید که اشاره به اوست، ترسید که اگر خارج شود آبرویش برود و رسوا گردد *در میان جمع با دلی شکسته به خدایش گفت: (( پروردگارا؛ تویی ستارالعیوب و غفار الذنوب، ای خدایی که پناه بی پناهانی، مپسند که آبرویم برود و رسوا گردم، توبه میکنم به درگاهت ای مهربان ترین مهربانان )) *  

بر موسی وحی آمد که ای موسی دست نگهدار، خداوند دعای آن گنهکار را شنید و توبه اش را پذیرفت و به برکت آن توبه رحمتش را بر قومت نازل خواهد نمود * موسی از این گفته خداوند شادمان شد *به خداوند عرض کرد پروردگارا؛ می شود بدانم که آن بنده گنهکارت کدام بنده بود؟ *  

وحی آمد که ای موسی، آن بنده ما تا وقتی که با ما قهر بود و گناه و معصیت میکرد ما رسوایش نکردیم اما اینک که این بنده ام با ما آشتی کرد و توبه نمود و دوستمان شد، چگونه انتظار داری که او را معرفی کنم و آبرویش را ببرم؟ * 

آنجا بود که موسی به سجده افتاد و گفت:پاک و منزه است خداوند بلند مرتبه و به راستی که تو توبه پذیر و مهربانی.


نوشته شده در شنبه بیست و دوم آذر 1393ساعت 11:1 توسط رستمي| |
طبقه بندی: حکایت های خواندنی  اخلاق  میزان محبت خداوند مهربان 
برچسب ها: بزرگان عرفان معنویت عرفا سخنان بزرگان اخلاق

حساب و کتاب خدا(تمثیلی از حساب کتاب خداوند بخشنده مهربان)

مردی بود بسیار متمکن و پولدار ، روزی به کارگرانی برای کار در باغش نیاز داشت. بنابراین، پیشکارش را به میدان شهر فرستاد تا کارگرانی را برای کار اجیر کند. پیشکار رفت و همه ی کارگران موجود در میدان شهر را اجیر کرد و آورد و آن ها در باغ به کار مشغول شدند. کارگرانی که آن روز در میدان نبودند، این موضوع را شنیدند و آنها نیز آمدند. روز بعد و روزهای بعد نیز تعدادی دیگر به جمع کارگران اضافه شدند. گر چه این کارگران تازه ، غروب بود که رسیدند ، اما مرد ثروتمند آنها را نیز استخدام کرد. شبانگاه ، هنگامی که خورشید فرو نشسته بود، او همه ی کارگران را گردآورد و به همه ی آنها دستمزدی یکسان داد. بدیهی ست آنانی که از صبح به کار مشغول بودند، آزرده شدند و گفتند: 
«این بی انصافی است . چه می کنید، آقا! ما از صبح کار کرده ایم و اینان غروب رسیدند و بیش از دو ساعت نیست که کار کرده اند . بعضی ها هم که چند دقیقه پیش به ما ملحق شدند . آن ها که اصلاً کاری نکرده اند.»
مرد ثروتمند خندید و گفت:« به دیگران کاری نداشته باشید. آیا آنچه که به خود شما داده ام کم بوده است؟»
کارگران یکصدا گفتند:«نه، آنچه که شما به ما پرداخته اید، بیش تر از دستمزد معمولی ما نیز بوده است. با وجود این، انصاف نیست که اینانی که دیر رسیدند و کاری نکردند، همان دستمزدی را بگیرند که ما گرفته ایم.»
مرد دارا گفت:« من به آنها داده ام زیرا بسیار دارم . من اگر چند برابر این نیز بپردازم، چیزی از دارائی من کم نمی شود. من از استغنای خویش می بخشم. شما نگران این موضوع نباشید. شما بیش از توقع تان مزد گرفته اید پس مقایسه نکنید. من در ازای کارشان نیست که به آنها دستمزد می دهم، بلکه می دهم چون برای دادن و بخشیدن، بسیار دارم. من از سر بی نیازی ست که می بخشم.»

توجه:
 بعضی ها برای رسیدن به خدا سخت می کوشند. بعضی ها درست دم غروب از راه می رسند. بعضی ها هم وقتی کار تمام شده است، پیدایشان می شود. اما همه به یکسان زیر چتر لطف و مرحمت الهی قرار می گیرند.
خدا استحقاق بنده را نمی نگرد، بلکه دارائی خویش را می نگرد . او به غنای خود نگاه می کند ، نه به کار ما. از غنای ذات الهی، جز بهشت نمی شکفد.

آری 
 خدا به هر که خواهد روزی بی حساب بخشد[1] 
 خداوند به هر که خواهد روزی می بخشد. 
 خداوند بی حساب می بخشد. 
آری
حساب و کتاب خدا با حساب و کتاب ما انسانها بسیار متفاوت است او کاری ندارد، تو کی هستی، کجا هستی، در چه خانواده ای هستی و ... بلکه او به هر که بخواهد روزی بی حساب می بخشد. 
پس بیایید به بخشش بیکران و روزی بی حساب خداوند مهربان امیدوار باشیم.

*: 1- (سوره آل عمران – آیه 36) :هروقت زکریا به صومعه عبادت مریم میامد روزی (شگفت آوری) می یافت. می گفت: ای مریم این روزی از کجا برای تو می رسد؟ پاسخ داد: که این از جانب خداست. که همانا خدا به هر که خواهد روزی بی حساب دهد.


نوشته شده در شنبه بیست و دوم آذر 1393ساعت 10:24 توسط رستمي| |
طبقه بندی: حکایت های خواندنی  اخلاق  میزان محبت خداوند مهربان 
برچسب ها: بزرگان عرفان معنویت عرفا سخنان بزرگان اخلاق

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin