حکایت عرفانی ( کعبه)
خواجه عبدالله انصاری گوید:
آن کعبه، ساختهی ابراهیم خلیل است، و این کعبه، بنا کردهی رب جلیل است.
آن کعبه، منظور نظر مؤمنان است، و این کعبه، نظرگاه خداوند رحمان است.
آن کعبهی حجاز است و این کعبهی راز است.
آن کعبه انصاف خلایق است و این کعبه عطای حضرت خالق است.
آنجا چاه زمزم است و اینجا آه دمادم.
آنجا مروه و عرفات است و اینجا محل نور ذات.
بدانکه خدای تعالی
در ظاهر، کعبه ای بنا کرده که از سنگ و گل است و در باطن کعبه ای ساخته که از جان و دل است.آن کعبه، ساختهی ابراهیم خلیل است، و این کعبه، بنا کردهی رب جلیل است.
آن کعبه، منظور نظر مؤمنان است، و این کعبه، نظرگاه خداوند رحمان است.
آن کعبهی حجاز است و این کعبهی راز است.
آن کعبه انصاف خلایق است و این کعبه عطای حضرت خالق است.
آنجا چاه زمزم است و اینجا آه دمادم.
آنجا مروه و عرفات است و اینجا محل نور ذات.
حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) آن کعبه را از بتان پاک کرد، تو این کعبه را از اصنام هوی و هوس پاک گردان
(مقالات خواجه عبدالله انصاری، باب چهارم)
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 11:49 توسط رستمي
|
بزرگان عرفان و معنویت