مقام رضا

مالک دینار گفت: پیش‎ ‎رابعه ‎ ‎ر‎فتم . او را دیدم‎ ‎با کوزه ای شکسته که از آن وضو ساختی و آب خوردی ، و بوریایی کهنه ، و خشتی که ‏زیر‎ ‎سر نهادی. دلم به درد آمد و گفتم: ای‎ ‎رابعه‎ !‎مرا دوستان توانگر هستند‎. اگر اجازه دهی، برای تو از ایشان چیزی خواهم.

گفت: ای مالک! غلط (خطا) کرده ای‎ ... روزی دهندۀ من و ایشان یکی نیست؟
گفتم : بلی.
گفت: درویشان را فراموش‎ ‎کرده ‏است به سبب درویشی؟ و توانگران را یاری می کند به سبب توانگری؟
گفتم‎ :‎نه.

گفت: چون حال من داند چه یادش دهم؟ او ‏چنین می خواهد ، ما نیز چنان‎ ‎خواهیم که او می خواهد.‏

(تذکرة الأولیاء، عطار نیشابوری)