رابعه عدويه از بزرگترين عرفاي زنان خداشناس
رابعه عدويه
از بزرگترين عرفاي زنان خداشناس بوده است كه بذر خشيت از خدا را در زمين سينه ها مي كاشت، به همان اندازه كه خدا را دوست مي داشت به همان اندازه نيز از خداوند مي ترسيد. هيچ انسان با ايماني به اندازه ي رابعه گريه نمي كرد، آنقدر مي گريست كه محل نماز و سجده گاهش خيس مي شد... هركس كه آيه اي از قرآن كريم برايشان مي خواند فريادي مي كشيد و به پهلو مي افتاد از سر شب تا نماز صبح مشغول عبادت حق بود و بعد از بجا آوردن نماز صبح قدري مي خوابيد و بعد از بيدار شدن مي فرمود:(اي نفس تو چطور آرام گرفتي در حالي كه از بيم و اميد به درگاه پروردگارت بي اطلاعي!) اي رابعه كمتر بخواب زيرا چيزي نمانده تا به آرامش و آسايش ابدي برسي. بعد از آن بسيار گريه مي كرد رابعه هيچ علاقه اي به دنيا نداشت و زندگي در دنيا را فقط براي خداپرستي مي خواست. نقل شده است كه: مردي چهل دينار براي رابعه فرستاد تا آن را در امورات زندگيش صرف كند. هنگامي كه پول به دستش رسيد به گريه افتاد و مي گفت: من شرم دارم كه از خداوند چيزي بخواهم كه تمام دنيا در اختيارش است... چگونه اين پول را از كسي قبول كنم كه هيچ چيزي ندارد. همواره مي گفت:كسي كه خداوند را دوست داشته باشد و عاشق خدا باشد مدام در گريه و زاري است تا به معشوق برسد و آرام گيرد. نيز مي گفت:همانگونه كه بدي هايتان را پنهان مي كنيد، همانگونه نيز كارهاي نيكتان را پنهان كنيد. اگر كسي در نزدش از مسايل دنيوي صحبت مي كرد، مي گفت: در دلت عشق دنيا ريشه كرده هركس هرچيز كه به دلش نزديكتر باشد از آن ياد مي كند. دانشمندان اسلامي همانند سفيان ثوري و ابن جوزي مقام رابعه را بسيار ستوده اند. قبل از آنكه از دنيا رحلت كند به يكي از نزديكانش گفت: در مردنم مرا آزار ندهيد و در لباس خودم مرا دفن كنيد. بعد از آن بود كه در بيت المقدس فوت كرد و در آنجا دفن شد.
از بزرگترين عرفاي زنان خداشناس بوده است كه بذر خشيت از خدا را در زمين سينه ها مي كاشت، به همان اندازه كه خدا را دوست مي داشت به همان اندازه نيز از خداوند مي ترسيد. هيچ انسان با ايماني به اندازه ي رابعه گريه نمي كرد، آنقدر مي گريست كه محل نماز و سجده گاهش خيس مي شد... هركس كه آيه اي از قرآن كريم برايشان مي خواند فريادي مي كشيد و به پهلو مي افتاد از سر شب تا نماز صبح مشغول عبادت حق بود و بعد از بجا آوردن نماز صبح قدري مي خوابيد و بعد از بيدار شدن مي فرمود:(اي نفس تو چطور آرام گرفتي در حالي كه از بيم و اميد به درگاه پروردگارت بي اطلاعي!) اي رابعه كمتر بخواب زيرا چيزي نمانده تا به آرامش و آسايش ابدي برسي. بعد از آن بسيار گريه مي كرد رابعه هيچ علاقه اي به دنيا نداشت و زندگي در دنيا را فقط براي خداپرستي مي خواست. نقل شده است كه: مردي چهل دينار براي رابعه فرستاد تا آن را در امورات زندگيش صرف كند. هنگامي كه پول به دستش رسيد به گريه افتاد و مي گفت: من شرم دارم كه از خداوند چيزي بخواهم كه تمام دنيا در اختيارش است... چگونه اين پول را از كسي قبول كنم كه هيچ چيزي ندارد. همواره مي گفت:كسي كه خداوند را دوست داشته باشد و عاشق خدا باشد مدام در گريه و زاري است تا به معشوق برسد و آرام گيرد. نيز مي گفت:همانگونه كه بدي هايتان را پنهان مي كنيد، همانگونه نيز كارهاي نيكتان را پنهان كنيد. اگر كسي در نزدش از مسايل دنيوي صحبت مي كرد، مي گفت: در دلت عشق دنيا ريشه كرده هركس هرچيز كه به دلش نزديكتر باشد از آن ياد مي كند. دانشمندان اسلامي همانند سفيان ثوري و ابن جوزي مقام رابعه را بسيار ستوده اند. قبل از آنكه از دنيا رحلت كند به يكي از نزديكانش گفت: در مردنم مرا آزار ندهيد و در لباس خودم مرا دفن كنيد. بعد از آن بود كه در بيت المقدس فوت كرد و در آنجا دفن شد.
+ نوشته شده در جمعه یکم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 20:25 توسط رستمي
|
بزرگان عرفان و معنویت